ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

86

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

جاولى نيز وعده داد كه همراهشان به حله برود . اينان تصميم گرفتند كه بكتاش بن تكش بن الب ارسلان را در اجراى نقشه‌هاى خود پيش قدم سازند . بكتاش نيز به آنان پيوست . اسپهبد صباوه هم به انجام اين مهم همت گماشت . او چنان كه گفتيم به خدمت سلطان محمد رسيده و سلطان نيز رحبه را به وى واگذار كرده بود . اسپهبد صباوه همين كه به جاولى پيوست به او پيشنهاد كرد كه به سوى شام برود چون شهرهاى آن حدود خالى از سپاهيان است و فرنگيان بر بسيارى از آن شهرها تسلط يافته‌اند . به او حالى كرد كه اگر به عراق برود چون سلطان محمد در آن جاست يا نزديك به آن كشور است ، از شر وى در امان نخواهد بود . جاولى نيز سخنان او را پذيرفت و از رحبه بازگشت . درين وقت فرستادگان سالم بن مالك حاكم قلعهء جعبر ، پيش جاولى آمدند و پيام سالم را به او رساندند كه ازو كمك ميخواست تا شر بنى نمير را از سر او كوتاه سازد . چون رقهء [ ( 1 ) ] در دست پسرش على بن سالم بود و جوشن نميرى با گروهى از طائفهء بنى نمير به او حمله برده ، و پس از كشتن او ، رقه را تصاحب كرده بود .

--> [ ( 1 ) ] - رقه ( به فتح را وقاف مشدد ) : شهر قديم بين النهرين بر ساحل چپ فرات ، در ناحيه‌ى ديار مضر . در ايام باستانى كالينيكوس نام داشت . و گويند سلوكوس كالينيكوس ( سلوكوس دوم ) آن را در 244 يا 242 قبل از ميلاد بنا كرده بود . خسرو اول ساسانى بسال 542 بعد از ميلاد در سومين لشكركشى خود به سوريه ، آن را گرفت . در سال 18 يا 19 هجرى قمرى بدست مسلمانان افتاد . در جنگ صفين على عليه السلام از آنجا ، از فرات گذشت ، ويرانه‌هاى ناحيهء رقه از لحاظ بقاياى قديمى اهميت دارد . ( دائرة المعارف فارسى ) .